ابو الاعلى مودودى / سيد قطب / ابو الكلام آزاد / اقبال لاهورى (مترجم: خسروشاهى)

63

فلسفه نهضت حسينى (فارسى)

مىكنيم . . . در صورتى كه مردمان مىبينند كه پيغمبران برخى كشته شده‌اند و بعضى از سرزمين خود آواره گشته و از ميان قوم خود هجرت نموده‌اند ، درحالىكه مورد تكذيب قرار گرفته‌اند و رانده و مانده گرديده‌اند . در ميان مؤمنان هم برخى درد كشيده و شكنجه شده‌اند . بعضى به گودال‌هاى پر از آتش افكنده شده و برخى شهيد گشته‌اند . بعضى با غم و اندوه و شدت و سختى و تحت فشار ، زندگى نموده‌اند . . . پس وعدهء خدا بر آنان ، دربارهء پيروزى آنان در زندگى دنيوى كجا و چگونه است ؟ . . اهريمن از اين سوراخ به درون دل‌ها مىخزد و وسوسه‌ها و دغدغه‌ها را بر مىانگيزد ! البته مردم در واقع ظواهر امور را مىبينند و از روى ظواهر حكم صادر مىكنند و كارها را مىسنجند ، و غافل از ارزش‌ها و حقايق بسيارى ، وارد ميدان ارزيابى و سنجش مىشوند . مردمان ، كارها را با ترازوى كوتاه مدت از زمان ، و در گسترهء محدودى از مكان ، مىسنجند . اين‌ها هم مقياس‌ها و معيارهاى كوچك بشرى هستند . ولى مقياس كامل و معيار شامل ، مسأله را در پهنهء فراخ‌تر از زمان و مكان نشان مىدهد و پيش چشمان همگان مىنهد ، و حدود و ثغور را ميان عصرى و دوره‌اى و ميان مدّتى و زمانى ، و ميان مكانى و مكانى ، محدود نمىسازد و مرزبندى نمىكند . اگر به مسألهء اعتقاد و ايمان در اين جولانگاه بنگريم ، خواهيم ديد كه مسألهء اعتقاد و ايمان بدون شك و ترديد پيروز است . پيروزى مسألهء عقيده و ايمان نيز پيروزى صاحبان اعتقاد و ايمان است . چه صاحبان عقيده و ايمان داراى وجود خارجى و جداى از اعتقاد و